خرید بک لینک
سوگ و داغداری به طور ویژه به فرایند تجربهی مرگ یا برای همیشه از دست دادن, یکی از عزیزان, بر میگردد. اندوه, واکنشی است که ما در قبال هر گونه خسران و از دست دادن,ی از خود نشان میدهیم. هر دوی اینها طیفی از احساسات را در بر میگیرند از ماتم عمیق گرفته تا خشم، و فرایند کنار, آمدن, با یک فقدان مهم، بسته به پیشزمینه، اعتقادات، رابطهی فرد با چیزی که از دست رفته است و سایر عوامل میتواند از شخصی به شخص دیگر تفاوتهای چشمگیری داشته باشد. در این نوشتار چند روش درمان, سوگ و اندوه, و کنار, آمدن, با غم از دست دادن, عزیزان, را به شما می گوییم.

درمان, سوگ و اندوه,
افکار و رفتار اندوه,گینانه

علاوه بر سایر چیزها، اندوه, با احساس ماتم، حسرت، گناه، پشیمانی، و خشم در ارتباط است. بعضی از آدمها ممکن است حس پوچی را تجربه کنند، و سایر آدمها میتوانند احساس راحتی و آسایش داشته باشند. عواطف بسته به شدت و حدتشان اغلب تعجبآور هستند و همچنین میتوانند گیج کننده باشند، مثل وقتی که شخصی دلتنگ رابطهای دردآور میشود.

افکار در زمان اندوه, میتوانند متفاوت باشند از «در این رابطه کاری از دستم بر نمیآید» گرفته تا «تقصیر من است، میتوانستم کار بیشتری انجام بدهم» یا از «خوب زندگی کرد» تا «هنوز وقت رفتنش نبود». این احساسات میتوانند دردسرساز یا تسکین دهنده بشوند و آدمهای اندوهگین وقتی به فقدان پیش آمده پی میبرند ممکن است با افکار مختلفی درگیر شوند. رفتارهای اندوهگینانه از گریه تا خنده، و از تشریک احساسات تا بی سر و صدا درگیر شدن در فعالیتهایی مانند تمیزکاری، نوشتن، یا ورزش را در بر میگیرند. بعضی از آدمها در معیت دیگران احساس راحتی میکنند، به خصوص با کسانی که ممکن است در حال تجربهی فقدان مشابهی باشند، و عدهای هم ترجیح میدهند با احساسات خود تنها باشند.

احساسات، افکار، و رفتارهایی را که آدمها در دورهی اندوه از خود ابراز میکنند میتوان به دو سبک اصلی تقسیم بندی کرد: ابزاری و شهودی.
اکثر آدمها ترکیبی از این دو سبک اندوه را از خود نشان میدهند:

الف. اندوه ابزاری شامل تمرکز بر امور حل مسئله میشود در حالی که ابراز عواطف را کنترل میکند یا به حداقل میرساند.

ب. اندوه شهودی بر مبنای یک تجربهی عاطفی ارتقاء یافته است که به تشریک احساسات، اکتشاف رابطهی از دست رفته، تفکر دربارهی فناپذیری، و شناخت معنای زندگی منجر میشود.

هرچند بعضی از افکار و رفتارها بعد از رخداد یک فقدان میتوانند از سایر افکار و رفتارها مفیدتر یا کم خطرتر باشند، هیچ راه درست یا غلطی برای تجربهی کردن اندوه وجود ندارد.
فرایند رهایی و درمان, سوگ و اندوه

غلبه بر افسردگی و ناراحتی

هر کس به شیوهی خود و در زمان مختص به خود محزون و اندوهگین میشود. بعضی از آدمها از اندوه رهایی مییابند و ظرف شش ماه فعالیتهای عادی خود را از سر میگیرند، با این حال همچنان در لحظاتی احساس غم خواهند داشت. سایرین ممکن است بعد از حدود یک سال احساس بهتری پیدا کنند، و گاهی آدمها بدون آن که به نظر برسد وضعشان بهتر میشود یا حتی به صورت موقتی تسکین پیدا میکنند به اندوهگین بودن و غصه خوردن ادامه میدهند. بعضی از شرایط دیگر، بیشتر از همه افسردگی، ممکن است اندوه را پیچیده و بغرنجتر کند، یا ممکن است سطح وابستگی شخص به عزیز از دست داده به این اندوه دامن بزند.

هیچ یک از روشهای غصه خوردن بر دیگری برتری ندارند.

بعضی از آدمها عاطفیتر هستند و غرق در احساسات خود میشود؛ بعضی دیگر رواقیگرا هستند و ممکن است حواس خود را از تمرکز بر حقیقت تغییرناپذیر زندگی پرت کنند. در حالی که عواطف دشوار و پیچیدهی بسیاری با فرایند غصه خوردن در ارتباط هستند، در طول این دوران سخت تجربههایی مانند احساس لذت، قناعت، و شوخطبعی همچنان حضور دارند. خود-دلسوزی، تمرینهای جسمی، و حمایت اجتماعی قوی همه میتوانند به تسکین بعضی از چالشبرانگیزترین جنبههای اندوه کمک کنند.

یکی از چالشهای فراوان مرتبط با اندوه فقدان یک عزیز است، چه از طریق مرگ چه قطع رابطه، که در آن شخص خود را با واقعیت تازهی زندگی بدون حضور آن عزیز وفق میدهد. این امر اغلب مستلزم ایجاد یک برنامهی روتین جدید، طرحریزی آیندهای نو، و حتی اتخاذ حس هویتی جدید برای درمان, سوگ است.
اندوه بغرنج

تجربهی اندوه چیزی نیست که شخص برای همیشه از آن رهایی یابد، اما گذر زمان عموما از شدت آن کم میکند. اصطلاح اندوه بغرنج به شکل پایداری از داغداری و غصه خوردن اشاره دارد که بر زندگی فرد سیطره مییابد، و در یک دورهی زمانی طولانی بر عملکرد روزانهی او تاثیر میگذارد.

علائم اندوه بغرنج (complicated grief) تقریبا با اندوه حاد (acute grief) یکسان است، و باز هم، مدت زمانی که اندوهناک بودن و غصه خوردن شخص طول میکشد به شدت متغیر است و به شرایط بستگی دارد. اما وقتی علائم بدون هیچ پیشرفت و بهبودی پایان ناپذیر به نظر میرسند، به مدت حداقل یک یا چند سال طول میکشند و در توانایی فرد جهت بازگشتن به فعالیتهای روزمره اختلال ایجاد میکند، این بر اندوه بغرنج دلالت دارد.

از عکس های اینستاگرام افسردگی افراد را تشخیص دهید
این علائم طولانی مدت ممکن است شامل موارد زیر باشند:

۱. غم و ماتم شدید

۲. مشغلهی فکری زیاد در رابطه با شخص درگذشته یا اوضاع و شرایط مربوط به مرگ

۳. حسرت یا آرزوی چیزی را داشتن

۴. احساس خلاء یا پوچی

۵. دشواری در پرداختن به خاطرات شاد

۶. اجتناب از چیزهایی که شخص متوفی را به یاد متبادر میکنند

۷. کمبود اشتیاق در پیگیری علایق و برنامههای شخصی

۸. اوقات تلخی یا خشم

دیاسام ۵ شامل معیارهای تشخیص پزشکی برای «اختلال اندوه پیچیدهی پیوسته» در بخش شرایطی که مستلزم مطالعات بیشتر است میشود.
روش های درمان, سوگ و اندوه
۱. یادگیری روش های کنار, آمدن, با موقعیت استرس زا و غم انگیز

وقتی افکار، رفتارها، یا احساسات اندوهگینانهی شخص فوقالعاده ناراحت کننده، بیامان، یا موجب نگرانی هستند یک کارشناس سلامت ذهنی حاذق ممکن است بتواند کمک کننده باشد. درمان, راهی کارآمد برای یادگیری نحوهی کنار, آمدن, با عوامل استرسزای مرتبط با فقدان چیزی یا کسی و مدیریت علائم آن با تکنیکهایی مانند تمدد اعصاب یا مراقبه است.
۲. یافتن راه های حفظ ارتباط سالم با عزیز از دست رفته

هر تجربهی اندوهی منحصر به فرد، پیچیده، و شخصی است و درمانگر برای برآورده کردن نیازهای هر شخص روش درمان را تغییر خواهد داد. به عنوان مثال، یک درمانگر ممکن است در یافتن راههای مختلف برای حفظ ارتباطات سالم با شخص مرحوم از طریق خاطرات، تعمق، مناسک، یا گفتگو دربارهی متوفی و با متوفی به شخص داغدار کمک کند.

روح گرایی
درمان سوگ ۳: کمک گرفتن از درمان های گروهی و جمعی

علاوه بر درمان سوگ به طور فردی، درمان گروهی هم میتواند برای کسانی که تشریک متقابل افکار و احساسات تسکینشان میدهد مفید باشد، و در این موقعیتها نتایج بهبودی اغلب به سرعت حاصل میشوند.
۴. کمک گرفتن از درمان های خانوادگی

به نحو مشابه، درمان خانوادگی نیز ممکن است برای خانوادهای که اعضایش در تلاش برای کنار, آمدن, با فقدان یکی از اعضای خانواده هستند مناسب و مفید باشد.
۵. درمان سوگ با استفاده از مدل پنج مرحلهی خطی اندوه

روانشناسان و پژوهشگران مدلها یا مراحل مختلفی برای اندوه مشخص کردهاند. در ۱۹۶۹ الیزابت کوبلر راس پنج مرحلهی خطی اندوه را مشخص کرد که اکنون بسیاری از آدمها با آنها آشنا هستند:

۱. انکار
۲. خشم
۳. تقلا
۴. افسردگی
۵. پذیرش

کوبلر راس در اصل این مدل را برای تشریح فرایند اندوه مرتبط با مرگ ایجاد کرد، اما نهایتا این مدل را برای پرداختن به هر نوع اندوهی به کار گرفت. کوبلر راس متذکر شد که هر کسی حداقل دو مورد از پنج مرحلهی اندوه را تجربه میکند، و او اذعان کرد که بعضی از آدمها ممکن است در طول سالهای بسیار یا در طول عمر مراحل خاصی را دوباره تجربه کنند.
۶. درمان سوگ با استفاده از مدل چهار تکلیف عزاداری

جی. دابلیو. وردن روانشناس نیز یک مدل مرحلهای برای کنار, آمدن, با مرگ عزیزان, ایجاد کرد. او این مدل را «چهار تکلیف عزاداری» نامید:

۱. پذیرش واقعیت آن فقدان
۲. سعی در شناخت و کنار آمدن با درد این اندوه
۳. سازگاری با زندگی بدون شخص از دست رفته
۴. در عین ادامهی زندگی حفظ ارتباط با شخص از دست رفته

مارگارت استروبه و هانک شوت، به عنوان جایگزینی برای این مدل مرحلهای خطی، یک مدل فرایند دوگانهی عزاداری ایجاد کردند.
آنها دو تکلیف را در ارتباط با عزاداری مشخص کردند:

۱. فعالیتها و عوامل استرسزای مبتنی بر فقدان آنهایی هستند که مستقیما به مرگ مربوط میشوند. اینها شامل گریستن، حسرت، تجربهی غم، انکار، یا خشم، تمرکز بر چند و چون مرگ، و اجتناب از انجام فعالیتهای احیا کننده میشوند.

۲. فعالیتهای مبتنی بر احیا و عوامل استرسزا با فقدانهای ثانویهی مرتبط با سبک زندگی، برنامههای روزانه، و روابط در ارتباط هستند. اینها شامل کنار آمدن با نقشی جدید، مدیریت تغییرات، ایجاد روشهای جدید برای برقراری ارتباط با خانواده و دوستان، و اتخاذ روش زندگی جدید میشوند.

استروبه و شوت اظهار میکنند که افراد به صورت اجتناب ناپذیر بین این دو فرایند در نوسان خواهند بود.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM) و اندوه

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM) داغداری را به عنوان یک اختلال تعریف نمیکند، اما از قبل وجود داشتن شرایطی مانند افسردگی حاد، یا پیامدهای مرتبط با آسیب ناشی از یک مرگ، مانند استرس حاد یا استرس پس از سانحه، میتوانند ماتم زدگی و داغداری را تشدید و پیچیدهتر کنند. علائم عادی داغداری میتوانند مشابه علائم افسردگی باشند، اما این علائم عموما ظرف دو ماه پس از فقدان از بین میروند.

برای کسانی که ممکن است نسبت به افسردگی آسیب پذیر باشند، اندوه این پتانسیل را دارد که حادثهای افسردگیزا را تشدید کند، و برای کسانی که از قبل افسردگی دارند، فرایند داغداری میتواند طولانی باشد و با افسردگی بدتر شود. آنچه اندوه را از افسردگی متمایز میکند این است که احساسات اندوه به طور ویژه به فقدان یا مرگ مربوط میشوند، و از مشخصههای افسردگی داشتن یک حس کلی بیارزشی، یاس، و عدم لذت است.
مثال موردی
سوگوار فقدانهای متعدد:

روندای ۵۷ ساله، یک سقوط و ناکامی ناگهانی را تجربه کرد، دست از کار کشید، مظطرب و افسرده شد، و بعد از درگذشت خواهرش به فکر درمان افتاد. آن طور که از سرگذشت زندگیاش مشخص است تنها کسی که به خواهرش اهمیت میداد فقط او بود، خواهری که دو سال تمام بیمار بود و نیازمند کمک و مراقبت تمام وقت و از نزدیک بود. در طول مدت بیماری، والدین روندا هر دو به دلایل طبیعی فوت کردند.

روندا متوجه شد که ابدا زمان یا انرژی عاطفی لازم جهت عزاداری برای مرگ والدینش را ندارد، و در واقع، از خواهرش آزرده خاطر بود، و بر مرگ او که ظرف یک سال گذشته اتفاق افتاده بود ناله و شیون نکرد ؛ چیزی که روندا به خاطر آن غذاب وجدان داشت و احساس گناه میکرد.

او همچنین آن قدر گرفتار وظایف خانوادگیاش بود که وقت بسیار اندکی برای پرداختن به امور دیگر داشت. وقتی به خودش اجازه داد که با احساسات شدید اندوه و فقدان کنار بیاید کم کم اضطرابش از بین رفت، و بعد از مدتی استراحت و زمان برای سوگواری کامل، روندا توانست به کار باز گردد. با کمک یک درمانگر و یکی از دوستان نزدیک، او قدرت آن را پیدا کرد که ساخت یک زندگی تمام عیار جدید را آغاز کند.
ترجمه: – کامرا ابراهیمی

منبع: goodtherapy

برچسب: نویسنده: امیر محمدپور تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 17:49

صفحه بندی